X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 23 آذر‌ماه سال 1388

در نمازم تویی

در نماز من خم کمان ابرویت به یادم آمد .
حالم به قدری دگرگون شد که محراب به صدا در آمد.
اکنون از من توقع شکیبائی نداشته باش که آن بردباری که تو دیدی همش بر باد رفت.
باده تبدیل به صافی شد و مرغان چمن همه مست شدند
.هنگام عشق و عاشقی شد و کار و اساسی بنیادی ویا استوار محکم شد .
از اوضاع و احوال جهان بوی بهبودی میشنوم گل شادی و سرور آورد و باد صبا هم شاد و خرم شد.
درختانی که وابسته به داشتن گل و میوه دارند زیر بار هستند
.خوش به حال درخت سرو که از بار غم آزاد است و تعلقی ندارد.
ای مطرب از اشعار معشوق یک غزل دلکش بخوان
تا بگویم که سرود شادی به خاطرم آمد.  

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 23 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 13:18
+ امید
سلام بر میسنای بزرگوار و ارجمند
وبلاگ خوشگلی داری بهت نمیاد اینهمه سلیقه
به ژیوندهای وبلاگ من با اسم میسنا اضافه شدی عزیز
امتیاز: 0 0