X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
پنج‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1388

امید وصال به تو

دیروز قدم زنان به خیابان شلوغ و پر ازدحام رفتم.رد پایم را کسی دنبال می کرد.ترس وجودم را فرا گرفت.
نگاهی به پشت سر نینداختم.سایه اش را دیدم ..از سکوتی که داشت حرفهای درونش را فهمیدم.
شناختمش..او را هر روز و هر شب کنار خود حس می کردم.
به او گفتم چرا به دنبالم می آیی؟؟؟چرا می خواهی رنگی از عشق و خوشبختی در این کلبه نباشد؟
به او گفتم تا کی تو را همراه دارم؟ 


پاسخ داد:تا زمانی که بدانم امید وصال را داری با تو خواهم بود تا هر طور که شده آن را نابود کنم..قطع امید تو اتمام سایه ی من است.
گفتم:اشتباه آمده ای...من آنی نیستم که با وزش تو بلرزم و سست شوم...برگرد که بیهوده خود را خسته می کنی.
پاسخ آخرش این بود:
می مانم چون می دانم که پیروز می شوم.
من امروز بعد از خاطره ی دیروز بیش از پیش خواهان توام و حتی برای جنگیدن با آن سایه خبیث انتظار و امید را می کشم  

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)