X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1388

تو و سایه ات

تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای.
نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند .
میدانی ! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی
و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم .
افسوس . . .
تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست . . .
انگار اشیاء نام تو را زمزمه میکنند.
کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است .
عزیز غزلهای ننوشته ام خودت بگو . . .
تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی . . . چه بنویسم در این غروب بد رنگ . . . بی تو ؟؟؟؟
تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی:
تمام لبخند هایمان را به می بوسه غسل می دهی؛
و من دعا میکنم هرگز دریایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود .
عزیزکم: مرا به تنهایی مسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد
نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)