X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1388

به نیمه گمشده ام بگو


بار خاطره ی چشمانت را به دوش می کشم ، نگاهم را از بین دستانت می دزدم وبه درون تنهای خویش پناه می برم...

ا زتو دور می شوم در حالی که هنوز عطر دستانت بر گونه های تکیده ام جا مانده...
هنوز با هر نفس، مشامم را از هوای بودنت پر می کنم و با هر بازدم در انتظار بودنت به این تکرار روزمرگی تن می دهم...
از تو دور می شوم در حالی که می دانم نمی توانم..
پشت حصار سایه ها که پنهان شدم ، تو بیا و به دنبالم بگرد! شاید تنها تکه کاغذی از طرح چشمانت را در کوچه های خاطره جا گذاشته باشم...
بیا و پیدا کن نیمه ی گمشده ام را و به او بگو که در حسرت لحظه هایی که کاش امتداد می یافت پوسیدم...
به نیمه ی گمشده ام بگو چشمان خیسم برایش می تپید...
بگو من همان جا کنار همان استخری که بارها رقص نور را به تماشا نشسته بودیم منتظرش مانده ام...
معصومیت چشمانم را به نظاره بنشین، شاید باز هم برای آمدنت بهانه ای پیدا کنی...
شاید این دفعه کنار حوض آبی نقاشی ات ماهی قرمزی افتاده باشد که بخواهد زندگی کند ولی قدرت جستن به آبی کوچک دلت را ندارد...مهربان من برای تپش کوچک یک دل کاری نمی کنی؟
خوب نگاه کن....
نگذار ماهی کوچک حوض دلت از خساست عاطفه بمیرد....

شاید روزی آن قدر دیر بیایی که گنجشکک همسایه در غم نبودنم فریاد میزند... 
 
نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 7 دی‌ماه سال 1388 ساعت 11:51
+ صفا
سلام :
چه متن زیبایی بود . خیلی از خوندنش لذت بردم .
موفق باشی
امتیاز: 0 0