X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1388

اشعار عاشقانه

من که گفتم این بهار افسردنی است
من که گفتم این پرستو مردنی است

من که گفتم ای دل بی بند و بار
عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار

آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل

 

000000

 

گفتمش دل میخری ؟
پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند

خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود

دل زدستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود

 

درون سینه آهی سرد دارم
رخی پژمرده ، رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم؟ مستم؟ چه هستم؟
همی دانم دلی پر درد دارم

000000

 

گفتم: تو شیرین منی
گفتا: تو فرهادی مگر؟

گفتم: خرابت می شوم.
گفتا: تو آبادی مگر؟

گفتم: ندادی دل به من.
گفتا:تو جان دادی مگر؟

گفتم: ز کویت می روم.
گفتا: تو آزادی مگر؟

گفتم: فراموشم نکن
گفتا: تو در یادی مگر؟

 

000000

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده بر آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

000000

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم

این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب

کز گرفتاری ایام مجالی کردیم

 

جز من اگرت عاشق و شیداست بگو

ور میل دلت به جانب ماست بگو

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو

گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو..

 000000

سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت میداد

مرا از یاد برد آخر، ولی من

به جز او عالمی را بردم از یاد

 

  000000

 

پیش بیا پیش بیا پیش تر

تا که بگویم غم دل بیشتر

دوسترت دارم از هر چه دوست

ای تو به من از خود من خویش تر

دوستر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر.

 000000

 

امشب از دولت می دفع ملالی کردیم

این هم از عمر شبی بود که حالی کردیم

 

ما کجا و شب میخانه خدایا چه عجب

کز گرفتاری ایام مجالی کردیم

  000000

 

مهم نبوده سوختنم

دور از تو پرپر زدنم

مهم تو بودی عشق من

نه قصه شکستنم

به افتخار عشق تو

میگم که بازنده منم

 

 000000

با وفا باشی، جفایت می کنند.

بی وفایی کن، وفایت می کنند.

مهربانی گر چه آیینی خوش است،

مهربان باشی، رهایت می کنند…

 000000

 

تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت

میتوان گفت که من چلچله لال توام

مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف

سخت محتاج به گرمای پر و بال توام

 000000

 

سا قیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو

یا که من مست و خرابم یا که تارت تارنیست

 

 000000

کلاس عشق ما دفتر ندارد

شراب عاشقی ساغر ندارد

بدو گفتم که مجنون تو هستم

هنوز آن بی وفا باور ندارد

 

 000000

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

 

 000000

چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو

پس چرا نیستی پیشم نگاه خیس تو کو؟

گوش گوش دوتا گوش دو دست باز به آغوش

بیا بگیر قلبمو یادم تو را فراموش

 

 000000

باید خریدارم شوی تا من خریدار شوم

از جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

من نیستم چون دیگران بزیچه ی بازیگران

اول به دام آرم تو را،آنگه گرفتارت شوم

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 13 دی‌ماه سال 1388 ساعت 14:13
+ راوی
سلام دوست عزیز....
سپاس از این که از وبلاگم دیدن کردین.
وبلاگ فوق العاده ای دارین.
بازم به دیدنم بیایین.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 19:10
+ گیسو
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییی عالییییییییییییییییییییییییییییی
امتیاز: 0 0