X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
یکشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1388

مرا بیاب

 
 
 
کاش می شد گل چشمان تو را می چیدم
و می آویختمش بر دیوار
در اتاقم که پر از سایه ی توست
آن زمان عطر نگاهت را زندانی خود می دیدم
و به خود می گفتم
تو نوازشگر احساس غم آلوده ی من می مانی
ولی افسوس تو آن نیستی
آن کوچک پاک
که من از پاکی اندیشه خود پروردم
و بزرگش کردم
من نمی دانستم که تو با ضجه ی هر رهگذر
می خوانی
هیچ دل بر تو نمی باید بست
مهربان با دل سنگ تو نمی باید بود
سنگ دل نیستم اما ...
دل می خواهد که تو را باز
با خشم به خاک اندازد
و چو رگبار خزان
قلب گلگون تو را خسته و پرپر سازد
کاش می شد گل چشمان تو را می چیدم
و می آویختمش بر دیوار
تا دو چشم تو
در ظلمت این تنهایی
شاهد پاکی و آشفتگی من باشد
کاش می شد 


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 17:40
+ رزیتا
امتیاز: 0 0