X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1388

انتظار تو

در انتظار آمدنت بودم، تا مرا به سرزمین پاک دلت میهمانی کنی و دنیایم را با حجم
"بودنت"، 

که اکنون همه دنیای من شده، پر نمایی !؟
چشم براهت بودم تا مهربانی، شور و عشقم را خرج چشمانت کنم!
منتظرت بودم! 

 تا بار دگر، دستهای مرا به معراج شانه هایت، ببری!
انتظار دیدارت، هنوز با من است! سخت و کشنده!! 

 اما تو دیگر نیامدی!!!!

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 4 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 17:30
+ مصطفی
تو شمعی هستی و عشق شعله هایت
آتشی که در باد و باران می سوزد
روشنایی تو در قلبم می درخشد
تا روز آخر
تو به سوی من آمدی مانند طلوع در میان شب
می درخشی درست مثل خورشید
ورای رویاهای من ، و در زندگی من
امتیاز: 0 0