X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391

بازی روزگار را نمی فهمم ...


 

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،  

  

 

این است که آنان از دوست  داشتن باز می مانند.

 

 

همیشه هر چیزی را که دوست داریم بدست نمی آوریم،  

 

 

پس بیاییم آنچه را که به دست می  آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،  

 

 

 

بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

 

انسان های بزرگ دو دل دارند؛  

 

 

دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و  آشکار است.

 

 

همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !
 


عشق مانند نواختن پیانو است،  

 

 

ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری.
 

 

سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
 


 دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
 

  

پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
 


 ‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛  

 

 

محبتشان نسبت به یکدیگر  نامحدود می شود.

 

 

عشق در لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان 


  و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 

 

  


من تو را دوست می دارم...

تو دیگری را...

دیگری مرا...

و همه ما تنهاییم!


نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سه‌شنبه 19 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:11
+ رها
این جمله اخرت خیلی زیبا بود
ممنون
امتیاز: 0 0