X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391

سخنان زیبای دکتر حسابی

 

 

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

 

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

 

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.
 


اگر کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.
 


احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

 

انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

 

تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ
  

را، خشک می کند.

 

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

 

بزرگترین خوشحالی من در زندگی، هوش و استعداد
 

 

جوانان ایرانی است.

 

راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام
 

 

به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

 

سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما
 

 

ایرانیان است.

 

هرچه انسان، وجود ارزشمندتری داشته باشد به
 

 

همان اندازه مودب و فروتن است.

 

 

فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، 

  

 ولی با گذشت.

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،  

  

خانه اش خراب می شود 


 
و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

 

 

هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.
 


 
عشق زندگی را به شیوش می آورد.

 

 

هنر، چاشنی زندگیست.

 

 

ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

 

 

شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.

 

 

طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه
 

 

حافظ ایران بوده است.

 

موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه 


 است، و بیان یک آرزوست.

 

 

داشتن هدف و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق
 

 

هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است.
 


 
با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل
 

 

اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.
 


 
دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را،
 

 

تشویق کند.
 


 
باید به جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.
 


 
سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.
 


 
حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.
 


 
نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار
 

 

دارد.

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 2 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 11:31
+ سیما
سلام به منم سر بزنید ممنون میشم
امتیاز: 0 0
جمعه 9 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 16:56
+ سمفونی آغاز
مـے دانم اهـل بارانــ ـے

پس بهـ کلبـه ے بارانــے ما بیا

کمـے زیر بارانــ ذهـن ما قدم بزنـ

کمـے خیسـ شو

و اگر مجالے براے همنوایـے بود

کمے هـمنوا شو با ما

ما قطرهـ هاے بارانــ را یکــ بـهـ یکــ

از پشت قاب پنجرهـ اتاق

جمع کردهـ ایم و پر کردهـ ایم

آن جام را کهـ در جدارهـ ها یــ ــش

شــ ــراب خشکیدهـ بود

اگر بیایـے جامے لبریز از بارانــ

با طعم شراب خواهـے نوشید

یا مســت خواهـے شد

یا مـے زده....
امتیاز: 0 0