X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
یکشنبه 22 آذر‌ماه سال 1388

به او که شعرهایم را معنا بخشید:


مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها، به تو می اندیشد و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است....
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست؛
زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که دنیایش را، همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....
مهربانم، ای خوب! یک نفر هست که با تو تک و تنها، با تو پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم،
ای یار،
یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو،
به خداوند جهان نزدیک است و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی…

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 22 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 15:54
+ محمدی
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت، گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
میتوان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن
میشود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
میتوان در گریه ی ابر با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود
امتیاز: 0 0