X
تبلیغات
نماشا
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
سه‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1388

نام تو غزل است

دیدی دوباره همه شاعران تو را در واژه هایشان فریاد کردند؟!
نشسته بودی در مهمانی واژه و کلمات

چون جوباری آرام و رام
از گلوی قناری وش آن همه شاعر می ریخت
در فضا و پژواک
نام تو در پس پشت مهربانی آن همه مصراع ،
قطره قطره ،
بر روح مخاطبین می چکید ...
عصاره نام توست ،
غزل !...
حالا شاعرش هر که! ...
فرقی نمی کند !...
باید وزن زیبایی تو را شناخت و قافیه لبت را و ردیف مژگان بلندت را ...
بیت ها خودشان بنا می شوند
بر بلندای شکوهت ...
شعر به چه کار می آید
اگر نامی از تو در آن نباشد ؟!...
شاعر به چه کار می آید
اگر شگفتی های تو را تقدیس نکند؟!
من به چه کار می آیم
اگر در همه سروده ها رد پای زیبایی تو را پیدا نکنم ؟!
تنها تویی که تکرار می شوی
در جشنواره نورانی کلمات

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)