X
تبلیغات
رایتل

کلبه آرامش

عاشقانه - همسرانه -فرهنگی- اجتماعی- مطالب گوناگون و متنوع.
دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1388

من و تو ما شده ایم.....

از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم
و آرزو میکنم که کاش
برای یک لحظه

فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ،
میخواهم سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گریه کم نشوم .
تو مرا به دیار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی
پس بیا و باز در این راه تلاش کن
اگر طاقت اشکهایم را نداری .
در راه عشقی پاک تر و صادقانه تر،
زیرا که من و تو ما شده ایم

پس نگذار زمانه بیرحم دلهایی را که از هم جدا نشدنی است را به درد آورد
دلم را به تو دادم و کلیدش را به سوی آسمان خوشبختی ها روانه کردم
چه شبها که تا سحر به یادت
با گونه های خیس از دلتنگی ها به سر بردم
چه روزها با خاطراتت نفس
کشیدم پس تو ای سخاوت آسمانی من ...
مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 17:08
+ محمدی
کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
امتیاز: 0 0
یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 18:22
+ رضا
واقعأ خیلی زیباست،پس چرا کلبتو تنها گذاشتی برگرد بیا
امتیاز: 0 0